تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic

زندگي من، مجموعاً، عبارت است از چندين برنامه‌ي پنج ساله. هميشه كاري را شروع مي‌كرده‌ام و به اوج مي‌رسانده‌ام و آخر پنج سال درهم مي‌ريخته؛ هر بار از سر:
از اول نوجوان تا 28 مرداد 32 و سقوط دكتر مصدق و آغاز ديكتاتوري، پنج سال.
از اين دوره تا تشكيل نهضت مقاومت ملي مخفي، كه از 1337 به هم خورد و دستگير شديم، پنج سال.
از 38 تا 43، در اروپا پنج سال.
از 43 تا 48، دوره‌ي خاص آوارگي و زندان و مقدمه‌چيني و زمينه‌سازي دانشكده، پنج سال.
دوره‌ي كنفرانس‌هاي دانشگاه‌ها و ارشاد، پنج سال، تا 51.
پس از آن، زندان و خانه‌نشيني و خفقان پنج سال. (با مخطاب‌هاي آشنا، مجموعه‌ي آثار 1، ص 262)

روحش شاد و راهش پررهرو باد

* منبع: http://www.drshariati.org
 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 10:41 بعد از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 

موجها خوابیده اند ، آرام و رام
طبل توفان از نو افتاده است
چشمه های شعله ور خشکیده اند
 آبها از آسیا افتاده است
در مزار آباد شهر بی تپش
 وای جغدی هم نمی اید به گوش
 دردمندان بی خروش و بی فغان
خشمنکان بی فغان و بی خروش
 آهها در سینه ها گم کرده راه
مرغکان سرشان به زیر بالها
 در سکوت جاودان مدفون شده ست
 هر چه غوغا بود و قیل و قال ها
 آبها از آسیا افتاد هاست
 دارها برچیده خونها شسته اند
 جای رنج و خشم و عصیان بوته ها
 پشکبنهای پلیدی رسته اند
 مشتهای آسمانکوب قوی
 وا شده ست و گونه گون رسوا شده ست
 یا نهان سیلی زنان یا آشکار
 کاسه ی پست گداییها شده ست
خانه خالی بود و خوان بی آب و نان
 و آنچه بود ، آش دهن سوزی نبود
 این شب است ، آری ، شبی بس هولنک
لیک پشت تپه هم روزی نبود
 باز ما ماندیم و شهر بی تپش
 و آنچه کفتار است و گرگ و روبه ست
گاه می گویم فغانی بر کشم
باز می بیتم صدایم کوته ست
باز می بینم که پشت میله ها
 مادرم استاده ، با چشمان تر
ناله اش گم گشته در فریادها
 گویدم گویی که : من لالم ، تو کر
 آخر انگشتی کند چون خامه ای
دست دیگر را بسان نامه ای
 گویدم بنویس و راحت شو به رمز
تو عجب دیوانه و خودکامه ای
مکن سری بالا زنم ، چون مکیان
ازپس نوشیدن هر جرعه آب
مادرم جنباند از افسوس سر
 هر چه از آن گوید ، این بیند جواب
گوید آخر ... پیرهاتان نیز ... هم
گویمش اما جوانان مانده اند
گویدم اینها دروغند و فریب
 گویم آنها بس به گوشم خوانده اند
گوید اما خواهرت ، طفلت ، زنت... ؟
من نهم دندان غفلت بر جگر
 چشم هم اینجا دم از کوری زند
گوش کز حرف نخستین بود کر
گاه رفتن گویدم نومیدوار
و آخرین حرفش که : این جهل است و لج
قلعه ها شد فتح ، سقف آمد فرود
و آخرین حرفم ستون است و فرج
 می شود چشمش پر از اشک و به خویش
می دهد امید دیدار مرا
 من به اشکش خیره از این سوی و باز
 دزد مسکین برده سیگار مرا
آبها از آسیا افتاده ، لیک
 باز ما ماندیم و خوان این و آن
 میهمان باده و افیون و بنگ
از عطای دشمنان و دوستان
 آبها از آسیا افتاده ، لیک
 باز ما ماندیم و عدل ایزدی
و آنچه گویی گویدم هر شب زنم
باز هم مست و تهی دست آمدی ؟
آن که در خونش طلا بود و شرف
 شانه ای بالا تکاند و جام زد
چتر پولادین ناپیدا به دست
 رو به ساحلهای دیگر گام زد
در شگفت از این غبار بی سوار
 خشمگین ، ما ناشریفان مانده ایم
 آبها از آسیا افتاده ، لیک
باز ما با موج و توفان مانده ایم
 هر که آمد بار خود را بست و رفت
 ما همان بدبخت و خوار و بی نصیب
 زآن چه حاصل ، جز با دروغ و جز دروغ ؟
زین چه حاصل ، جز فریب و جز فریب ؟
باز می گویند : فردای دگر
 صبر کن تا دیگری پیدا شود
 کاوه ای پیدا نخواهد شد ، امید
کاشکی اسکندری پیدا شود

شادروان مهدی اخوان ثالث


* منبع سايت: http://www.avayeazad.com
 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 6:48 بعد از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 

مصرف ميوه و سبزى ، خطر ابتلا به سرطان را در سيگارى ها ، تا حدودى کاهش مى دهد .تحقيقات پژوهشگران دانشگاه کاليفرنيا در لس آنجلس نشان مى دهد ، مصرف ميوه و سبزى و چاى که سرشار از مواد فلاونوئيدى هستند ، خطر ابتلاى افراد سيگارى را به سرطان مى دهد . بر اساس تحقيقات اين پژوهشگران ، فلاونوئيدهاى موجود در اين مواد غذايى آسيب هاى ماده ژنى يا در اصطلاح ‌DNA‌ را که بر اثر استعمال دخانيات ايجاد شده است ، ترميم مى کند. فلاونوئيدها رنگدانه هاى گياهى محلول در آب هستند که خاصيت آنتى اکسيدانى و ضد التهاب دارند و در ترميم برخى آسيب هاى بافتى موثرند. موثرترين انواع فلاونوئيدها در توت فرنگى ، چاى سبز و سياه ، کلم بروکلى ، سيب ، بقولات و پياز يافت وجود دارند. بيش از 90 درصد سرطان هاى ريه بر اثر استعمال دخانيات ايجاد مى شود که بهترين راه پيشگيرى از آن ، ترک کردن دخانيات و سيگار است.

‌ 

* منبع: سايت www.noandish.com
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 6:42 بعد از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 

بيش از يك سال بعد از افتتاح سد سيوند و در حالي كه مسئولان دولتي هر نوع تاثير منفي احداث و آبگيري سد بر آثار باستاني منطقه پاسارگاد به ويژه آرامگاه كوروش را تكذيب مي‌كنند ، مسئولان محلي از وجود رطوبت بي‌سابقه در منطقه تنگه بلاغي و اطراف آرامگاه كوروش خبر مي‌دهند. در همين زمينه شهردار پاسارگاد گفت: افزايش ‌رطوبت در اطراف آرامگاه كوروش و پاسارگاد تا حدي است كه هيچ يك از ساكنان اين منطقه تاكنون چنين ‌افزايش رطوبتي را به خاطر نمي آورند و بوي نم و رطوبت شديد از سوي تنگه بلاغي به سوي دشت روان ‌است.‌‌ ‌‌"خسروي" با اعلام اين مطلب گـفـت: "عـصـر‌ها بوي نم و رطـوبـت بـسـيار ‌زياديدر اطراف آرامگاه كوروش و روستاهاي اطراف آن به مشام مي رسد كه تاكنون بي سابقه بوده ‌است."‌‌ ‌وي در ادامه گفت: "پاسارگاد همواره به داشتن آب و هوايي پاكيزه و دل انگيز شهرت داشته است، اين ‌درحالي است كه اكنون به خاطر رطوبت بيش از اندازه، هواي پاسارگاد به شدت شرجي شده اسـت."‌‌شـهـردار پـاسـارگاد همچنين گفت: "در بخش جنوب غربي آرامگاه كه ورودي آرامگاه محسوب مي شود، ‌آب هاي زير زميني بالا زده و سنگ هاي اين بخش نيز رگه رگه شده است."‌‌ ‌به گفته وي، ميزان نم و رطوبت اطراف آرامگاه و روستاهاي مجاور از زماني بالا رفته كه ‌سد سيوند تا اندازه قابل توجهي آبگيري كـرده اسـت.‌‌ ‌همچنين خسروي بيان كرد، گزارش هاي دستگاه رطوبت سنج نزديك به آرامگاه كوروش از ميزان زياد رطوبت خبر مي دهند.‌‌ گفتني است، سد سيوند اوايل ســالگــذشـتـه و بـا حـضـور مـعاون آب وزارت نيرو و وزير تعاون آبگيري شد، اين درحالي است ‌كه بارها كارشناسان در خصوص آسيب رطوبت نـاشـي از درياچه سد روي آرامگاه كوروش متذكر شده بوند.

* منبع سايت www.noandish.com
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 6:37 بعد از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 

السلام علیک یا فاطمه الزهرا علیها السلام



+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 0:20 قبل از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 

درآمد
چه آرزوها که داشتم من و دیگر ندارم
چها که می بینم و باور ندارم
چها ،‌چها ، چها ، که می بینم و باور ندارم

مویه
حذر نجویم از هر چه مرا برسر اید
گو در اید ، در اید
که بگذر ندارد و من هم که بگذر ندارم

برگشت به فرود
اگرچه باور ندارم که یاور ندارم
چه آرزوها که داشتم من و دیگر ندارم

مخالف
سپیده سر زد و من خوابم نبرده باز
نه خوابم که سیر ستاره و مهتابم نبرده باز
چه آرزوها که داشتیم و دگر نداریم
خبر نداریم
خوشا کزین بستر دیگر ، سر بر نداریم

برگشت
در این غم ، چون شمع ماتم
عجب که از گریه آبم نبرده باز
چها چها چها که می بینم و باور ندارم
چه آرزوها که داشتم من و دیگر ندارم

شادروان مهدی اخوان ثالث



منبع:
http://www.avayeazad.com/mehdi_akhavan_sales/akhare_shahname/19.htm

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 12:33 بعد از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 

A worldwide survey was conducted by the UN. The only question asked was
'Would you please give your honest opinion about solutions to the food shortage in the rest of the world?'

The survey was a huge failure, In Africa they didn't know what 'food'
meant, In India they didn't know what 'honest' meant, In Europe they didn't know what 'shortage' meant, In China they didn't know what 'opinion' meant, In the Middle East they didn't know what 'solution' meant, In South America they didn't know what 'please' meant, And in the USA they didn't know what 'the rest of the world' meant
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 11:59 قبل از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 

به لطف کارگزاران عهد ظلمت و دود
که از عنایت شان می رسد به گردون آه
کبوتران سپید
بدل شوند پیاپی به زاغهای سیاه

شادروان فريدون مشيری




برگرفته از:

http://www.avayeazad.com/fereidoon_moshiri/lahzeha_va_ehsas/10.htm
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 5:34 بعد از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 

ای کاش لااقل روز زمین پاک کوره ها را روشن نمی کردند! ما انسانها هم موجودات عجيبی هستيم نه؟!
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 5:23 بعد از ظهر  توسط گروه نویسندگان  | 


+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 5:16 بعد از ظهر  توسط گروه نویسندگان  |