در حال بارگزاري
لطفا كمي صبر كنيد . . .
 
مجتمع فرهنگي شاهدان
     
 
مجتمع فرهنگی شاهدان یک باوری بود و هست که در راستای فهم از رسالت فرهنگی شکل گرفت و در حال حاضر ، اگر چه کم جان ، به حیات خود ادامه می دهد .

مجتمع احساس تکلیفی ست که به دوش همه امان سنگینی می کند . مال زید و امر نیست . با تصمیم من و دیگری تاسیس و تعطیل نمی شود . ممکن است تحت این نام و عنوان بمیرد ، اما کار و مسئولیتش با رفت و آمد آدمها تمام نمی شود . هر کس که بداند و بیابد که باید برای آن رسالت عظیمی که از مجرای اسلام عزیز به ما حوالت شده است کاری بکند ، باید نسبت به سیر فرهنگی و عاقبت شکل گیری افکار و اندیشه ها بی تفاوت نباشد .
اینکه حبشی ، امین طوسی یا هر نام دیگری که ممکن است اداره مجتمع را با نام او بشناسیم فقط زمینه ای ست برای بروز آنچه ذیل رسالت احساس می کنیم ، نه عامل و صاحب آن ، حقیقت روشنی ست که درک آن مشکل نیست .

این آن تفکری بود که شالوده مجتمع را بنیان نهاد و برای نیل به آن از گماردن افرادی تحت نام و مشخصه خاص به عنوان عوامل مجتمع اجتناب شد . تا هر روح و فکری که این رسالت را در خود بازشناسی کرده است ، بداند در خط مقدم مجتمع قرار می گیرد .
در اسلام قاعده ای داریم بر این اساس که هیچکس به هیچ نسبت و مناسبتی در ارتباط با شریعت مقدم نیست ، و ارزش آدمها به میزان مجاهدتی ست که در راستای آن طریق می کنند .
بلال از چه جهت موذن اسلام شد؟ کدام خویشی و آشنایی قبلی را با پیامبر اعظم ( جان عالمی بفداش ) در کارنامه خویش ثبت کرده بود ؟ . جایگاه بلال به رنجها و آزارهایی ست که برای اسلام عزیز کشیده بود . کدام اندیشه دین شناسی ست که این را نداند و نشناسد؟

مجتمع نه یک منفعت است نه یک پست و فرصت و یا هر امکان دیگر . مجتمع یک تکلیف است ، یک رسالت که حمید و حامد و زید و امر نمی شناسد و عزّت این اسامی در این است که زمینۀ ظهور آن حس مسئولیتی باشد که باید باشد . و طبیعی ست که تشکیلات و برنامه و ارزش و کیفیت کار ، و تغییرات لازم و بایدهای آن را هم باید همین هدفی که پیشانی کار است مشخص کند . این با کار شورایی فرق می کند . در شورا عقل جمعی حکم می راند و تعیین و تکلیف می کند . در حالیکه در این طریق همه تحت سایۀ تکلیف سیر می کنند .
اگر هیچکس نباشد ، تکلیف از حامد و حمید ساقط نمی شود . و اگر همه هم بیایند ، انحرافِ مشی و مسیر اجازت ندارد . این خمیرمایۀ تفکّر بنیان مجتمع است . و آنهایی که این سالها آمده اند و رفته اند می دانند که چگونه هر که تلاش بیشتری دارد در رأس می نشیند .

حالا یک سئوال پیش می آید : که دوره تکلیف تمام شده است ، یا مجتمع به همه اهدافش دست پیدا کرده است ، که در یک حیاطی مشغول کارهای نرم افزاری شده است ؟ و تلاش فرهنگی مستقیم و رو در رو را در کارنامه اش نمی بینیم ؟ یا نکند صاحبان این اندیشۀ تکلیفی خسته شده اند و دنبال دنیای خودشان راه افتاده اند ، و کار فرهنگی را به مجریان رسمی اش واگذار کرده اند ؟! و مثل اینها ...

آنهایی که شاهدان را می شناسند ، می دانند هیچکدام این گمان ها درست نیست . مجتمع ، باید بگردد ببیند برای ادای تکلیف، راهکارهای دیگر کدام است . باید ببیند با توجه به فرهنگ این شهر ( که یک وقتی باید آسیبهایش را مطرح کنم و معلوم شود که مشهدی گری چقدر ما را از نعمت و برکت ها محروم کرده است ) ، چگونه دارایی ها و لوازم فرهنگی اش را در دسترس بگذارد .
این اشاره ای بود برای صاحبان فکر و ظرافت ، که می پرسند مجتمع الان چه می کند .

اما آن قصۀ سنگر ، که یکجوری با روحِ مجتمع عجین گردیده است :
این حقیر معتقد است انسان ها امانت الهی اند و هر فکر و روح ، تحفۀ عظیمی ست از ناحیه خداوندگار ، که مسئولیّت حرمت داری اش و پاسداشتش ، تکلیفِ همیشۀ هر مسلمانِ مؤمنی ست
کسی که می خواهد بیاید و لحظات گرانبهای عمرش را و شکوفه های زحمتش را جایی هزینه کند ، باید بداند هدف ، منظور و مسیر آن مجموعه چیست .
شاهدان از فریب بدش می آید و این را مغایر با هدایت الهی می شناسد که ما بخواهیم به هوای جذب این و آن و یافتن مخاطبهای زیاد ، تابلوهای عوضی بدهیم(که متاسفانه آنهایی که رسالتِ انقلاب را با فرصتِ ریاست و حکومت جابجا کرده اند ، امروزه این را یک استراتژی هوشمندانه و روانشناختانه هم معرفی می کنند!که پناه بر خدای یگانه!)

باز دوستانی عیبمان نگیرند که مؤلفه زمان و مکان چه می شود و محکوممان نکنند که شما قشری گرا هستید و جامعۀ پویا را نمی شناسید و در سنتی غرقید که سیلِ مدرنیسم از روی شما می گذرد ! ، شاهدان معتقد است ، ما خانه ها را نباید آوار کنیم که سیل دارد می آید ! در برابر سیل معقول آن است جاهایی سد بزنیم ، جایی کانال حفر کنیم ، یک جایی توربین نصب کنیم و برای بعضی جاها هم باید چاه کند . حرف این است که مخاطبِ مجتمع ، عزیز است ، بندۀ خداست ، خلیفۀ حضرتِ حق است ، حرمتش شانه به شانۀ حرمت خدا سیر می کند ، نمی شود که بهانه ای برای سکوهای هوس و میل دیگران بشود . مهرۀ شطرنج نیست ، که به ادعای آن آقای مثلاَ گندۀ فلان حزب که گفته بود " برای بیرون راندن رقیب از صحنۀ سیاست ، باید روش بکارگیری نیروهای جامعه را بلد باشیم " و پز هم بدهد که علمی و کارشناسانه صحبت می کند ! . که پناه بر خدایی که بصیربالعباد است .
علاوه بر این ، آن کسی که آمده است تا راه پیدا کند را که نباید به بیراهه برد ! .

سنگر ، یعنی ما از کجا آرمان گرفته ایم و به کجا طی مسیر می کنیم .
سنگر یعنی ما از خاکیم و به محضرِ محبوبِ گوارایمان بازگشت می کنیم .
سنگر یعنی تعظیم به همۀ آنهایی که در راستای آرمانِ عظیمِ اسلامِ عزیز ، ناب و عاشقانه تلاش کرده اند .
سنگر یعنی حرمت شناسی . یعنی ایمان به حرکتی که طی کرده ایم .
یعنی هر چه زلال و درست است و بی هیچ منّت و ادعایی انجام گردیده است .
سنگر یعنی ، فهمیده ترین حسین های این نسلِ عاشورایی که می دانند دارایی ما از رگهای حسین می تراود .
سنگر یعنی از منیّتها گذر کردن ، یعنی به ریش هر چه خودپسندی ست مستانه قهقهه زدن .
سنگر یعنی تو چقدر کار کرده ای .
سنگر یعنی ما ادامه ایم ، ادامۀ شهدایی که از خاک ، راه این سرزمین را به افلاک گشودند .
سنگر یعنی ، دنیا حقیرتر از آن است که در لابلایش گم شویم .
سنگر یعنی خلوت با خدا .
سنگر یعنی آهای دنیازدگان مستی که چشم های تعقّلتان را فرو بسته اید ، دیروزی بود ، فردایی هست ، ما بی خدا نمانده ایم .
سنگر یعنی ای عزیز ، ای آخرین ذخیرۀ الهی ! ما در دنیا فرو نرفته ایم ، منتظر توایم که می آیی و فرماندهی امان می کنی .
سنگر یعنی ، بوسه به بچه های خمینی که 8 سالِ طلایی را رقم زدند .
تو بگو ! سنگر دیگر یعنی چه و چها ، نازنین !

قربان همه آنهایی که دل در گرو حقیقت نهاده اند و دنبالِ یک کار خدایی اند .
من و حامد ، خاک قدم های شماییم .
 
 
     


     
 

آقای پپسی کولا

آقای پپسی کولا !
کاری کنید که غزه در محاصره کامل است
آقای فانتا !
تو کاری کن  که زمزم الحرمین
کاری نمی کند
اهرام مصر!
خدای معبد آمون! خوابگزاران اعظم
کاری کنید
که من خواب سه مار سیاه دیده ام که مغز سیصد و شصت و پنج روز را
در سینی ماه می بردند بر سر
خواب سیصد و شصت و پنج ستاره خونی
و خواب نیل...

ادامه مطلب...
   
     




     
 

كوكاكولا در دست، مارلبورو بر لب، مرگ براسرائيل

به دنبال حملات رژيم قاتل و سركوبگر اسرائيل به باريكه غزه و كشتار مردم بي دفاع اين منطقه و دعوت جهان اسلام به تحريم كالاهاي صهيونيستي، يك نويسنده ترك در...
ادامه مطلب...
 
   
     


     
 

بازخوانی بیانات رهبری درسال71باعنوان عبرتهای عاشورا

رهبر انقلاب اسلامی، 22 تیرماه سال 71 در سالروز شهادت امام سجاد(ع)، در ديدار فرماندهان گردانهاى عاشوراى‏ نيروهاى مقاومت بسيج، بیانات مهمی درخصوص درس ها و عبرتهای عاشورا ایراد کردند. بازخوانی این بیانات همزمان با ایام عاشورای حسینی و تذکر این عبرت ها مفید است. متن کامل این سخنرانی...

ادامه مطلب...
 
 
     
 
 
 
 

محرم، مرور مصیبتها نیست...

مصیبتِ مرور  نکردنِ خود است و جدا نشدن از غفلت ها...

 
             

 
 
 

سرشور

استقرار مجتمع شاهدان در حسنيه ،
همين جايي كه روزهاي آخرش را سپري مي كنيم
به اتمام خودش نزديك مي شود .

قصد گزارش كار نداريم
ولي در مدتي حدود يكسال و نيم كه ساكن سرشور 21 بوديم
و ميزبان حضورهاي...

ادامه مطلب...
 
             

 
 
 

اتوبوس شب

اتوبوس شب فیلم جنگ نیست
فیلمی ست برای بیان عشق -  ایران -  صلح و دوستی -  ستیز با جنگ -  صمیمیت و صداقت و یک چیزهای دیگر.
آقای کیومرث پوراحمد با اتوبوس شب نشان می دهد که اعتقادش در مورد جنگ این...

ادامه مطلب...
 
             

 
 
 

شهید محمود کاوه

نام محمود کاوه با حماسه هاي بزرگ و دشمن شکني همراه است.
(مقام معظم رهبری)


«من محمود كاوه فرزند محمد هستم، در يكي از كوچه هاي مشهد، در سال 1340 به دنيا آمدم و سال 1347 به مدرسه ی علميه...

ادامه مطلب...
 
             

 
 
 

رهبری و کتاب

مي‌ترسم اين كتاب‌ها به دست شما نرسد!
سيدعلي خامنه‌اي


اشاره: يك وقت به يك نويسنده خوبي گفتم كه شما به يكي از اين آسايشگاه‌هاي بنياد شهيد كه مربوط به جانبازان است، برو و مثل پرستارها لباس سفيد بپوش و در آن آسايشگاه خدمت...

ادامه مطلب...
 
             

 
 
 
 
 
 
             

 
 
------------------------------

ورود مشاورين
             

 
 
 
سايت جديد را در مقايسه با سايت قبل چگونه يافتيد؟