|
مباني شناختي مقوله جنس در زبان فارسي |
|
|
|
نوشته شده توسط همکلاسی
|
|
عنوان مقاله |
مباني شناختي مقوله جنس در زبان فارسي |
|
نشریه
|
نشريه دانشکده ادبيات و علوم انساني(كرمان) بهار 1384 |
|
نویسنده
|
علي نژاد بتول |
|
حجم
فایل
|
192
کیلو بایت |
|
دریافت مقاله
|
|
کلمات کلیدی :
جنس دستوري ، رويكردي شناختي، فرضيه ساپير-وورف، طبقه بندي، نمونه اصلي، نشانداري صوري و معنايي، تعابير استعاري، تصورات استعاري.
چکیده مقاله :
مقوله جنس دستوري, سالها بعنوان يك مقوله صرفا دستـوري و قراردادي كه معناي خاصي را منتقل نمي كند در نظر گرفته مي شد؛ ولي امروزه نحوه ارائه آن در زبان ,به يك مساله اجتماعي، سياسي و فرهنگي تبديل شده است. اين مقاله, با اتّخاذ رويكردي شناختي - تاريخي قصد دارد نحوه بيان ديدگاه هاي ارزشي را درقالب اين مقوله در زبان فارسي بررسي نمايد. نتيجه اين بررسي,حاكي از آن است كه مقوله جنس از سطح نحو زبان فارسي حذف شده است ولي ازآنجايي كه جنسيّت گرايي داراي ريشه هاي شناختي است و در اذهان مردم وجود دارد؛ مقوله جنس تا حدّي درواژگان و اصطلاحات و در حد وسيعي درسطح گفتمان فارسي زبانان تجلّي يافته و جنبه تعاملي پيدا كرده است. از ديدگاه شناختي حذف مقوله جنس از جهان بيني زباني(حتي در سطح نحو) نه تنها امكان تغيير مفاهيم ديگر ذهني را فراهم مي كند؛ بلكه چگونگي درك ما را در مورد جهان نيز متاثّر و انعطاف پذير مي سازد و امكان تغيير در نحوه استدلال و دانش ما را در مورد جهان هستي بدنبال خواهد داشت. به هر تقدير، تغيير پايگاه مقوله جنس و تعاملي شدن آن, نشان مي دهد كه زبان مي تواند امكان بيان نقش منطقي دو جنس را فارغ از ديدگاههاي ارزشي در اختيارسخنگويانش قراردهد ولااقل خود مانعي بر سرراه اصلاحات فرهنگي نباشد،كاريكه زبان فارسي معاصر قادربه انجامآن است.
|