|
نوشته شده توسط دکتر علی شریعتی
|
|
… آتشهايي که مي پزند، آتشهايي که مي سازند
؛آتشهاي سرد، خنک کننده ،خوب، پاک، روشن،نامرئي، . .. نيرو آن آتش عشق در
خدا !! چه کسي به اين پي برده است ؟ آتش عشق در روح خدا ، آتشي که همه
هستي تجلي آن است ،آتش گرم نيست ،داغ نيست .چرا؟ نيازمندي در آن نيست
،تلاطم در آن نيست، نا استواري ، شک، تزلزل ،
اين آتش عشق در خدا !يعني چه؟آتش عشق که اين جوري نيست ..... پس اين آتش دوست داشتن است. آري.
آتش دوست داشتن است،عجب ! ؟ منهم مثل همه عارف ها و شاعرها حرف ميزدم.آتش عشق !؟ آنهم در خدا !؟
نه
، آتش دوست داشتن است که داغ نيست ، سرد نيست، حرارت ندارد؛ چرا؟ که
نيازمندي ندارد؛ که غرض ندارد؛ که رسيدن ندارد،که يافتن ندارد،که گم کردن
ندارد ، که به دست آوردن ندارد ،که بکار آمدن و بدرد خوردن ندارد...
|