|
بررسي كارآيي سيستم هاي گزينشي باليني در شناسايي بيماران در معرض خطر استئوپروز |
|
|
|
نوشته شده توسط همکلاسی
|
|
عنوان مقاله |
بررسي كارآيي سيستم هاي گزينشي باليني در شناسايي بيماران در معرض خطر استئوپروز |
|
نشریه
|
مجله دانشكده پزشكي 1384 |
|
نویسنده
|
نظرنيا محمدعلي,مصلي نژاد ليلا,سبحانيان سعيد |
|
حجم
فایل
|
218
کیلو بایت |
|
دریافت مقاله
|
|
کلمات کلیدی :
كارآيي، معيارهاي گزينشي، استئوپروز
چکیده مقاله :
مقدمه: استئوپروز يك بيماري متابوليك استخوان است كه با توده استخواني اندك بر هم ريختگي ريز ساختارهاي بافت استخواني همراه بوده و با افزايش شكنندگي استخوان و در نهايت به افزايش شكستگي آن منجر مي شود. هدف از اين پژوهش، بررسي كارآيي معيارهاي گزينشي باليني در شناسايي بيماران در معرض خطر استئوپروز بوده است.مواد و روش ها: در اين تحقيق كه از طريق نمونه گيري آسان برروي 250 نفر از افراد مراجعه كننده به مركز تست سنجش تراكم استخواني شيراز انجام گرديده است. ابزار گردآوري داده ها فرم پرسشنامه دو قسمتي حاوي اطلاعات دموگرافيك و اطلاعات مورد نظر جهت جمع آوري و محاسبه سيستم هاي گزينشي باليني بوده است و در نهايت پيش از جمع آوري نتايج تست سنجش تراكم استخواني، ارتباط بين معيارهاي گزينشي باليني با تست سنجش تراكم استخواني، كارآيي اين سيستم ها در تشخيص بيماران در معرض خطر استئوپروز مورد بررسي قرار گرفت.يافته ها: براساس نتايج به دست آمده مشخص گرديد كه تست سنجش تراكم استخواني ناحيه هيپ 19.2 درصد و در ناحيه لومبوساكرال 12.6 درصد افراد داراي استئوپروز بوده و نياز به بررسي داشته و يا داراي تست نرمال بوده اند. در بررسي سيستم هاي گزينشي 42.5درصد افراد معيار ORIO،78.6 از معيار NOF، ?70 از BWC، 38.4 از آزمون ABONE و 60.6 درصد از score نياز به بررسي بيشتر جهت تشخيص استئوپروز داشتند. همچنين حساسيت ويژگي و ارزش اخباري مثبت بدست آمده از آزمونها نشان دهنده حساسيت بالاي معيار BWC و ويژگي بالاي معيار NOF در شناسايي افراد بيمار و سالم بوده است. ارزش اخباري مثبت و منفي آزمونها از 25.7 تا 80 متغير بود.نتيجه گيري و توصيه ها: از مجموع اطلاعات به دست آمده مي توان نتيجه گرفت كه سيستمهاي گزينشي باليني مي تواند در شناسايي بيماران در معرض خطر كمك كننده بوده و خصوصا استفاده از آن در تصميم گيري باليني امكان شناسايي موثر و غربالگري مناسب اين بيماران را فراهم خواهد نمود اما با توجه به پايين تر بودن ميزان اميد به زندگي در كشورمان به نظر مي رسد كه معيارهاي مذكور در بعضي از مجموعه هاي به دست آمده نياز به بازبيني دارد، اما با وجود تمامي موارد مي توان بيان نمود كه استفاده از اين سيستمها در شناسايي زودرس بيماران داراي كاهش توده استخواني مد نظر بوده و مي تواند در شناسايي زودرس بيماران با يك روش غير تهاجمي با هزينه كم موثر قرار گيرد.
|